دیلی جالب

۱۳۸۸ اسفند ۱۸, سه‌شنبه

اس ام اس عاشقانه


شنيدي که دلم گفت بمان ، ايست ، نرو / به خدا وقت خدا حافظي ات نيست ، نرو

نکند فکر کني در دل من مهر تو نيست / گوش کن نبض دلم زمزمه اش چيست ، نرو . . .

عشق تو مانند روح در وجود من است که فقط هنگام مرگ از هم جدا ميشويم . . .

مينويسم خاطرات با اشک و آه / در شبي غمگين و تاريک و سياه

مينويسم خاطرات از روي درد / تا بداني دوريت با من چه کرد . . .


بر تن ما نکند آتش دوزخ اثري / چون به آتش کده مهر شما سوخته ايم . . .


زيبا ترين آغاز را با تو تجربه کردم ، پس تا زيباترين پايان با تو ميمانم . . .


دريا چه دل پاک و نجيبي دارد / چنديست که حالات عجيبي دارد

اين موج که سر به سخره ها ميکوبد / با من چه شباهت عجيبي دارد . . .


روزي که يادت نکنم روز خدا نيست / سوگند به اسمت که دلم از تو جدا نيست . . .


نگاه کن ! همیشه بین زمین تا ماه فاصله ایست که به نگاه کردنش می ارزد .

خدا تنها معشوقی است که عاشقی دارد که هیچ یک از بودن دیگری ناراضی نیست و هیچگاه یکی از آنها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد .

سقف آرزوهایت را تا جایی بالا ببر که بتوانی چراغی به آن نصب کنی .

خوشبختی به کسانی روی می آورد که برای خوشبخت کردن دیگران می کوشند .

قرار بی قراری شد قرارم ، من احساس تو را در انتظارم ، ببین از دوریت بی روزگارم ، زمستانم که در سوگ بهارم ، من آن ابرم که خشکم ، نا ندارم ، که در اندوه دوری ها ببارم ، ستاره ، آسمان ، روز می شمارم ، عزیزم ، عاشقم ، مجنون و زارم ، بیا نوری بده بر تاری شبهای تارم ، که بی تو لعنتیست بر هرچه دارم ، نمی دانم که در دوری به قلبت ماندگارم ، ولی اما تو را تا حد جانم دوست دارم .

برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم ، برو باشد ولی شبها اگر دیدی بد آهنگ است بدان من گریه می کردم که از دنیا دلم تنگ است ، من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم ، ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن ، نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل کن .

اگر خداوند یک آرزوی انسان را برآورده می کرد ، من بی گمان دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا ، آنگاه نمی دانم براستی خداوند کدامیک را می پذیرفت ؟

اگر آواز می خوانم ، اگر اندوه از چشمان من پیداست ، اگر راه گلویم را گرفته بغض پنهانی ، اگر دریا نه یک رودم به سمت خود پریشانی ، اگر باران ندارم ابر بی بارم ، اگر دیوانه ام مستم فقط یک آرزو دارم بدانی : دوستت دارم .

جزیره ی دلم را برای آمدنت چراغانی کردم ، اما تو بهانه کردی که از دریا می ترسم .

امشب دو چشم پنجره بی خواب بوده ، مهمان این خانه فقط مهتاب بوده ، با من بمان تا این دو راهی ای سپیده ، ماهی قرمز مرده تنگ بی آب بوده .

دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست ، آنجا که باید دل یه دریا زد ، همین جاست !

آروم باش ! با توکل و تفکر که او زودتر از تو دست به کار شده ، سپس آستین ها را بالا بزن ، آنگاه دستان خداوند را می بینی .

هیچ چیز نمی تواند بر عشق حکومت کند ، بلکه این عشق است که حاکم بر همه چیز است . (لافونت)


عشق یعنی عبرت روزگار ، شلاق زمانه ، قصاص زندگی ، ولی افسوس ، قصاص زندگی را دید ، شلاق زمانه را خورد ، ولی عبرت نگرفت !


با گفتن اینکه : یافتن عشق غیر ممکن است ، وانع ورود عشق به زندگی خود نشو ، سریع ترین راه دریافت عشق ، بخشیدن آن به دیگران است .

عشق مرد قسمتی از زندگی او و عشق زن همه ی زندگی اوست . (لرد بایرون)

عشق حقیقی هیچ گاه یکنواخت و آرام پیش نمی رود . (ویلیام شکسپیر)

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد

بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند ، باید آنها را با قلبتان احساس کنید .

با لمس عشق و محبت می توان شیطان را از قلبها بیرون راند .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر